پژوهشكده تحقيقات اسلامى
41
سرداران صدر اسلام (فارسى)
امام ( ع ) به شهادت رسيدند و عبداللّه از حضور در كربلا معذور بود . « 1 » هنگامى كه امام حسين ( ع ) از مكه به سوى كربلا حركت كرد . عبدالله بن جعفر از آن حضرت خواست تا از اين سفر منصرف شود ابتداء نامه اى نوشت و با دو فرزند خود محمّد و عون نزد امام فرستاد . عبدالله نوشته بود : « امابعد ، تو را به خدا سوگند ، هنگاميكه نامهء مرا خواندى از اين سفر دست بردار وبرگرد زيرا من خير خواه تو هستم و مىترسم در اين سفر نابودى تو و نابودى اهل بيت تو باشد . اگر تو امروز كشته شوى روشنايى زمين خاموش خواهد شد زيرا تو چراغ رستگاران ( راهنماى هدايت يافتگان ) و اميد مؤمنان هستى . در رفتن شتاب مكن من نيز بدنبال اين نامه خواهم آمد . . والسلام . » چرا عبدالله نامه نوشتن را برآمدن خودش نزد امام ترجيح داد ؟ بعيد نيست كه عبدالله گرفتار كارهايى بوده است و اين نامه را با شتاب نوشته ، كه سپس خودش بيايد و يا اينكه خواسته است با حاكم مكه مذاكراتى كند ، و آنگاه حضور امام شرفياب شود . نظر عبدالله اين بود كه حاكم مكه نامهاى به امام بنويسد و به حضرت امان دهد . و از امام تقاضا كند كه از سفر منصرف شود . لذا به سراغ عمرو بن سعيد كه از جانب يزيد حاكم مكه بود رفت و نظرش را گفت . « عمرو » به عبدالله گفت : هرچه مى خواهى بنويس تا من مُهر كنم . عبدالله آنچه مى خواست از زبان حاكم براى امام نوشت و از عمرو خواست نامه را به وسيلهء برادرش يحيى بن سعيد بفرستد ، كه اين طريق بيشتر موجب اطمينان خواهد بود تا امام تشخيص دهد نامه از طرف حاكم است . عبدالله بن جعفر و يحيى حركت كردند تا به امام رسيدند . يحيى نامه را براى حضرت خواند و كوشيد او را منصرف كند ، امّا امام نپذيرفت كه از تصميم خود
--> ( 1 ) . تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 174 .